صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
سلام, به وبلاگ من خوش اومدین. این وبلاگ رو تقدیم می کنم به تک ستاره ی قلبم "مهدی سلوکی"
بهمن 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهترین و جدیدترین قالب ساز
بلاگفا|TAKP30
مهدی سلوکی" سعیده جون"
مهدی سلوکی "غزل جون"
مهدی سلوکی" کیانا جون"
افسون عشق "توسط تیام "
مهدی سلوکی"شیما جون"
"دل نوشته"
"وبلاگ دنیا جون"
علی لهراسبی"ماجده جون"
مهدی سلوکی و حامد کمیلی"محیا جون"
عشق یعنی ؟ فقط بد بختی
امین زندگانی"مهدیه جون"
عشق من:کامران و هومن
مهدی سلوکی" آقا محمد"
دلسوختگان
کبوتر عاشق"مریم جون"
مهدی سلوکی" آرزو جون"
مهدی سلوکی"کبوتر سفید"
مهدی سلوکی"فرشته رویایی"
مهدی سلوکی"شیما جون"
کاشکی شعر مرا می خواندی "مینو جون"
"جیگر تو"
"قصیده باران"
ماه تمام من"مرجان جون"
"تیتراژ سریال ها"
MY LOVE AYNAZ
هندسه ی زندگی"دریا جون"
کارت تبریک
شاپری رنگین کمون "سوری جون "
مهتاب شبهایم " شهرزاد جون "
کد آهنگ ، آهنگ در خواستی فقط با یک نظر " آقا میثم "
عشق ، تلخ و شیرین " آقا عارف "
قالب " نایت اسکیت "
" Zedde_KHaz "
پرستوی عاشق
سوهان روح دخترا " آقای دوست جون "
تمام شد
او تمامِ عکس هایم را گُم کرد (delete). نامه هایم را پاره کرد . اصلاً نخواند تا بگویم آشفته اش کرد و بعد
پاره کرد . من تمامِ عکس ها که نه یک دانه عکس و آن نامه ی اتّفاقی اش را قاب کردم . او مرا از
چشمش انداخت و من بلندش کردم تا اوج ، من روشنش کردم امّا او خاموشی ام را جشن گرفت. او
تمام عروسک هایی که برای روز عشّاق(valentine) برایش فرستاده بودم به برادرش داد و من تنها
عروسکی را که بی مناسبت به خواهرم داده بود از او گرفتم چون یادگارِ او بود (kiss )...
او رفت و من ماندم ، او گذشت و من نوشتم ، او تَرک کرد و من دَرک ، او فریاد زد و من بُریدم ، او شروع
شد و من تازه بعد از اطمینان حاصل کردن از آغاز او آرام با چشمی باز و آگاه مُردم و حالا این چند خط را
در حال و هوای مرگ برایش می نویسم :
دیوانه کسی مثلِ من است که معشوق را در مجاورتِ آغوشِ دیگری می بیند و باز برایش می نویسد و
من اگر دیوانه نبودم اینجا نبودم ، اصلاً کاش همانجا توی آسمان می ماندم ، نه کارِ تو را سخت می کردم
و نه جای دنیا را تنگ .
تنفّست می کنم تا دمِ مرگ . پروانه ی اوّلت منم ، مهم نیست اگر دوّمی ، سوّمی ، و هزارُمی را به رخ
ِبالهای سوخته که هیچ ، خاکستر شده ام بکشی .
فکرش را می کردم ... همیشه به همه هم می گفتم انگار کسی باورش نمی شد ، چهره ی تو انگار
غلط اندازِ خوب است ، فکر کردم چند روز که بگذرد تو سرِ مزارِ این عشق می آیی و محضِ خاطرِ نان و
نمک ِ سفره ی همیشه باز عاشقیمان اَشکی ، بارانی ، بُغضی ، چیزی می ریزی ... امّا هیچ کدام ،
حتّی نگاهی ، حتّی نگفتی لعنتی عجب عاشقم بود ، راستی که گُل می گویند خاک سردتر از قطب
است و تو ... از قطب هم سردتر . به همه می گویم مرگ تنها یک معنی ندارد ، خیلی ها یواشکی جوری
که کسی سر از آشفتگیِ قلبِ شکست خورده شان در نیاورد می میرند درست عینِ حالای من ...
(امیدوارم در لحظه های بی قراری ام تو قرار داشته باشی و بدان آمدنت را با فانوس و دعا و بوسه و
سنگ فرشِ مرمری از عشق به انتظار می نشینم . از حالا تا بیایی من شاعری میکنم و چهره ات را
نقّاشی _همانطور که خودَت می خواستی_ و بعد از تو ۲۹ و ۷۰ مقدس ترین عدد دنیاست برای من ... و
۴۲ بار این جمله را به افتخارِ رقم آخرِ شماره گوشی ات با خودم تکرار می کنم تا شاید کمی دلم آرام
گیرد :
"الهی کسی که مرا از چشمِ تو انداخت از چشمِ خدا بیفتد" !!)
...................................................
ارتوپدی لازم نیست !
فقط قلبم شکسته است ...
میدانید
دیروز از ارتفاع 6 هزار پایی
از چشم کسی افتادم
و قلبم شکست ...
خانم ها آقایان !
ارتوپدی لازم نیست ... !
( آری تنها گناه من باور عشق بود و بس ....... )
سرانجام پس از 1 سال و 4 ماه و 28 روز در تاریخ 16/11/1387 ساعت 20:00 روز
چهار شنبه تمام شد ( همه چیز با یک تلفن تمام شد خدا لعنتش کند )
نوشته شده توسط حانیه در جمعه هجدهم بهمن 1387
لينك
مطلب
اعلامیه دخملا
در جایی ازین جهان
رویای من ارامیده است
او همانست که زمن
خواب را ربوده است
گرچه سخت است نفس کشیدن
اما...
می کوبم بر در اتاقم
در سنگیست
قفل ان فولاد
کلیدش دیگر نیست
دست فریااااد!
تارها مرتعشند
اما...نوایش نا پیداست
او نیست
گرچه می دانم اینجاست
در همین اتاق دم کرده
یاد او هویداست
در جایی ازین جهان
رویای من ارامیده است
او همانست که زمن
خواب را ربوده است
نازنین بخواب که من
نگذارم خوابت برهم بخورد
اما بگذار صدای من
بدرد فاصله ها
بشکند شیشه ی خیال محال...
بشکند شیشه ی خیال محال...
.....................................................................................................
تو برام مثل داداشي = جلو تر نيا
من تو رو اندازه داداشم دوست دارم=چون حالم از داداشم به هم مي خوره
از دست من ناراحتي=هستي كه باش به من چه
من حالم بده = بايد ببريم كافي شاپ و كلي چيز برام بخري
من فقط با تو حرف مي زنم = با بقيه مي خندم
من هميشه پيشت مي مونم = مخصوصا وقتي كه كميته بياد
خاطرت برام عزيزه = بايد يه خاطره بشي
ديروز يكي بهم متلك انداخت = بيا خواستگاريم
من به تو علاقه به اون صورت ندارم= خیلی بی ریخت و بد هیکلی
فاصله بینمون خیلی زیاده= خیلی از مرحله پرتی
من الان تو موقعیت بدی هستم= یعنی دلم یه جای دیگه گیره
تقصیر تو نیست تقصیر منه=یعنی عجب غلطی کردن با تو دوست شدم
من تو دوستیمون از هیچ کاری دریغ نکردم=یعنی خبر نداری که
ویژگی پسرای ایرووونی:
۱.چشماشوون بیشتر از عقلشوون کار می کنه
۲.تا یه دختر خوشکل میبینن مثل جووجه ای که مامانش رو گم کرده باشه را میفتن دنبالش
۳.چشمک جز تیک عصبیشوونه
۴.اصوولا هفته ای یه بار شکست عشقی می خورن
۵.اگه یه رووز تیکه نندازن و کرم نریزن زبوونشوون میخ در میاره
۶.دووستت دارم جزو حرووفیه که فقط باهاش بازی می کنن(مووذی)
۷.زبان بازترین و پاچه خوار ترین موجوودات وری زمین هستند
۸.می خوان دختره فقط مال خودشوون باشه ولی خودشوون مال همه(این قضاوت درست و به جاشوون رو تایید می کنه ها گفته باشم)

حالا اگه دخمل خانومای خوبییییییی باشین واستون بیوگرافیه پسرارو میزارم :
۱.پسرها معمولا خیلی باهوش به دنیا نمیان
2. تا سه سالگی اتاق پذیرایی را با دستشویی اشتباه میگیرند(نصف شب ماماناشوون به طرف توالت هدایتشوون می کنن.)
3. در هفت سالگی به مدرسه میروند و انجا هم تنها چند فحش و بدوبیراه یاد میگیرند.
4. سیزده سال نشده ژیلت باباییشوون رو کش میرن و روی صورتشون میکشن.(هنووز جای زخما و جراحاتش روی صوورتاشوون هستش.برید ببینید من راست می گم یا نه)
5. در پانزده سالگی عاشق میشوند و به بروس لی و جت لی عشق میورزند.(جدیدا هم که از 15سالگی شروع به خوانندگی میکنن((چه ترانه هایی اه اه))
6. در هجده سالگی باید بیست میلیون برایشان هزینه کرد تابا سرافرازی در رشته(( آبیاری گیاهان دریایی در دانشگاه آزاد واحد کویر لوت مرکزی)) قبول شن .(چقدر هووششوون نسبت به اول بیشتر شده)
7.تووی این مرحله اوونا با پشتکارستودنی و با هزینه ی سی وسه ملیون تومان دیگه موفق میشن بعد از نه سال متوالی با مدرک معادل کاردانی فارغ التحصیل شوند.
8. در این مدت او شش بار عاشق شده و شما بایدبرای خواستگاری به اقصی نقاط کشور سفر کنید و.......میبینیدکه پسر شدن اصلا به صرفه نیست.
9.عاشق کارایی هستن که وقت رو اساسا می گیره(پلی استیشن- ول گردی-و..........)
پسرا بدون چه چیزایی قادر به زند گی کردن نیستن؟
1. داشتن4الی 5 تا دوست دختر
۲. داشتن مدل موهای مزخرف
۳. گفتن حرفای دری وری!
۴. اینکه وانمود کنن خیلی با مزه ان!
۵. کارت اینترنت
۶. داشتن یاهو مسنجر
۷.اینکه اعتماد به نفس کاذب داشته باشن!
۸.دروغ گفتن
۹.پوووول(البته باید متذکر شد که این به مورد شماره ی 1 مربوط میشه!)
۱۰.عمل کردن بینی
۱۱.قدرت نمایی بی خودی
۱۲......(زیاد فوزولی نکنین.بزرگ می شین می فهمین!)
۱۳.بدون نگاه کردن فیلم های مزخرف جنگی
۱۴.نگاه کردن فیلمهای هالیوودی(البته نگاه نمی کنن.ولی به صورت دروغ برای همدیگه تعریف می کنن!)
۱۵.پوشیدن شلوارهای فاق کوتاه!استغفرالله
موقع پنچرگیری ماشین توجه کردین
وای
۱۶.بدون کل کل کردن با دخترا (البته اینم به کمبود زهنیشون بر می گرده ها)
۱۷.بدون میسد کال انداختن در 12ساعت(پول که ندارن اس ام اس بدن یا زنگ بزنن)
۱۸.بدون سربازی رفتن(که در این حالت مامان باباشون می کشنشون اگه نرن)
۱۹.هفته ای یه بار خواستگاری نرفتن
۲۰.تکنو نزدن که اصلا استعدادی ندارن
۲۱.نذاشتن خط ریش های عجیب و غریب
۲۲.تانگو نرقصیدن
۲۳.اربده نکشیدن...

نوشته شده توسط حانیه در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387
خداحافظ راننده ی اتوبوس آخرت
نزدیک به یک هفته است که سینمای ایران دیگر " هامون " ندارد . دیگر نه صدای ماندگار " مهربانی " روشن است و نه چشمی .
راننده " اتوبوس شب " این بار مسافر جاده ای به سوی ابدیت شد تا به قول رضا کیانیان ، خسرو ، سینمای ایران را در حالی تنها بگذارد و برود که هنوز خیلی ها با او کار داشتند . خیلی از جوان ها هنوز در لحظات تنهایی به دکلمه های دلنشین او گوش می دادند . ولی افسوس که دست اجل دوست و دشمن نمی شناسد ، عاشق و معشوق نمی شناسد ...........
در حالی که یک هفته است ((خسرو شکیبایی )) چشم در خاک دارد ، دیگر کسی کاری ندارد که او در جلد " هامون " فرورفته یا " رضا صبوحی " فقط و فقط یاد و خاطره ای از خود خوسرو برای تمام دوستان باقی مانده است و بس و همین برای همه ی ما کافی است .
دیگر هیچ انتظاری از او نداریم . نه " حکمی " برای او می نویسند . نه " خانه سبزی " برای او می سازند و نه " کیمیا " مس مرگ را به طلای هستی تبدیل می کند . این روز ها فقط " کاغذ های بی خط " با نام و یاد او پر می شوند که " روزی روزگاری " ما یک خسرو شکیبایی داشتیم و امروز نداریم .
در این 30 سال " سایه به سایه " با تو امدیم و " عاشقانه " نقش آفرینی ات را از نظر گذراندیم و می دانستیم با ما " درد های مشترک " زیادی داری . خسرو جان آسوده بخواب که دیگر کسی " مزاحم " تو نمی شود ، این حرف دیگر " بلوف " نیست بلکه حقیقت محض است . مطمئن باش وقتی " خواهران غریب " به سراغ تو می آیند نرم و آهسته می آیند تا چینی نازک تنهایی پدر ترک بر ندارد .

توجه توجه ![]()
هنرمندان-گروه فرهنگی هنرمندان به مناسب ایام مبارک شعبانیه تصمیم به برگزاری جشن بزرگی با عنوان میلادنور گرفته است.
در این جشن که در تاریخ 12 و 13 و 14 مرداد ماه در کرج،مجتمع فرهنگی-تفریحی عقیق برگزار می گردد ستارگان عرصه سینما و موسیقی به اجرای برنامه خواهند پرداخت
از جمله هنرمندان حاضر در این جشن می توان به:امین حیایی،پوریا پورسرخ،حامد کمیلی،مهدی سلوکی،نیوشا ضیغمی،مهراوه شریفی نیا و محسن افشانی،سياوش خيرابي،دانيال عبادي،نيما شاهرخ شاهي و.............اشاره کرد.
همچنین حمید حامی،علی لهراسبی،حمید خندان، علی اصحابی،نیما مسیحا ...به اجرا موسیقی خواهند پرداخت
قابل ذکر است که محمد سلوکی اجرای برنامه را به عهده دارد.
طبق این گزارش به احتمال فراوان محسن چاووشی به عنوان مهمان در برنامه حاضر خواهد شد
برای رزرو بلیط و انجام هماهنگی با شماره های:2232580-0261 و 09356271818 تماس حاصل فرمایید
www.honarmandan.org
همچنین لازم به ذکر است به علت کمبود فضا بعد از تکمیل ظرفیت به هیچ عنوان بلیط فروشی مجدد صورت نمیگیرد
نوشته شده توسط حانیه در یکشنبه ششم مرداد 1387
خداحافظ سوم سه
سلام من اگه این مطلبو نوشتم فقط به خاطره دوستای خودم بوده اگه بعضی ها ناراحت میشن کسی مجبورشون نکرده بخونن ( قابله توجه اوون آقا پسری که نظر داده بودن ........... ) اوون حرفا هرچی بوده از قبلا بوده . الان فرق میکنه" آخه بعضی ها فکر میکنن آگه یه زمانی به یه نفر کمک کردن تا آخر نباید اسم کسه دیگه رو آورد " امروز روزه آخره مدرسه ها بود وای که چه روزه بدی بود سه سال با هم دیگه ........ تو غم و شادی هم شریک بودیم آخ که من چقد دلم واسه ی این جیگیلی ها تنگ میشه .... دوستای گلم اگه از من بدی دیدن ، منو ببخشین و بدونین که من اصلا فراموشتون نمی کنم و همیشه همه ی 31 نفرتونو کنار خودم احساس میکنم : 1. زینب خانوم : از اوون مامان بزرگای گل 2. مریمه مهربونه خودم : هسته ، نیسته ........... !!!!! 3. فاطمه " از اوون گلای خندون " : کاری جون ....... 4. حانیه بده " خودم " : "هفدهم به یادم باشین only feri " 5. مریم ماه : " با تشکر فراوان .........gili gili " 6. گلسا جووووووووووووون : خداپرست 7. عاطفه شیطونه : عبدلی جون دوست دارم 8. ویدا جیگره ی خودم : lionel mess" من فوتبالو به عشقه تو نگاه میکنم " 9. الهه خانومی : متخصص در اموره چرتو پرت گویی " مخ ریاضی" 10. مهنوش کوچولوی خودم : بهروز کتولی !!!!!!! 11. حانیه جون جونی : دکمه جفتی " مسعود جوووووووون " !!!!!.... 12. نفیسه خانوم باحال : عشق ویولن " راستی بعضی از خوابها رویای صادقانه هستن ، عزیزم " ........ 13. فرزانه خووووووشگله : بگوری کلاس " گوینده رادیو "......... 14. شهرزاد عشقه خودم : فقط تاریخ عشقه " کوروش کبیر " 15. زهرا مهربونه : شیرین پلوی کلاس دینی " مکبر " 16. تکتم جدیده : چیک چیک " ولی بدون عزیزم من هنوزم عاشقه تو و خانوم رسولی هستم " 17. فیروزه جونه امین و صادق : اسطوره ی مورچه ها ........... 18. تکتم جونی : کاکتوس !!!!!!!!....... 19. مهرنوش خانومه گل گلاب : مظلوم و متین " کاشکی میشد ساله دیگه هم کناره هم بشینیم ، ولی من که میدونم تو تیزهوشان قبولی ... " 20. سمیرا خانومی خوووودم : شاعره معاصر " زیره درخت سنجد ، قنبر دله منو برده ، ....... " راستی هنوزم همه چیز کجه عزیزم ؟؟؟؟؟؟... 21. زهرا خووووشگله : بچه ی کف یزد " راستی دایی جونت چند سالش بود ؟؟؟؟؟؟؟ " 22. وحیده توپلی : شاسخین " only babaei " ....... 23. مهدیه جون : کرکره خنده " مشترک در عشق " 24. نازنین ماهه : نفره اوله مرآت " عشقه خانوم نجاتی و آتوسا خانوم " 25. محبوبه گله : عصا قورت داده " کاسیاس ..... راستی هر وقت real Madrid بازی داشت خبرم کنی !!! .........." 26. زکیه خانوم خانوما : آرش کمانگیر ..... 27. یاسمن ناز نازی : ماموره گچ " الهی من قربونه خواهرت برم ...." 28. سارا خوش تیپه خودم : raper" راستی کی قرار بود بری سوئد ؟؟؟ " 29. حانیه خانوم : مسعود جون " راستی حاج آقا به عروس خانوم زنگ بزنی ها ..... ولی من که میدونم تو از پریا خوشت میاد " 30. شهناز عشقه : hamiiiiiiiiiiiiid ۳۱. زهرای گله خودم : هری پاتر ، محمد رضا گلزار ، کامران و هومن ، عشقه نازی " ولی تقصیره منو نفیسه شد که موبایلتو گرفتن ها ، ببخش عزیزم ........ " ![]()

![]()
![]()






![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




به نام خدايي كه هستي را با مرگ ، دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،عشق را رنگارنگ ، رنگين كمان را هفت رنگ ، شاپرك را صد رنگ ...
و من را دلتنگ دوستان آفريد ...




نوشته شده توسط حانیه در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387
کلام پایانی " خداحافظ ......... "
اصلا به نظرم بی خودی شروع کردم. نباید راه مینداختمش. به هر حال از همه کسانی که به من کمک کردن و نظر دادن متشکرم. وبلاگ کار مزخرفیه البته شاید یه وقت نظرم عوض بشه. ولی فعلا منتظره نظر یه نفر هستم تا موقعی که اوون نظر نده این وبلاگ حذف نمیشه ( اصلا منظورم مهدی سلوکی نبود ، اگه بیاد خودش میفهمه . ) این عکسم تقدیم به همون کسی که گفتم منتظره نظرشم ............ 
![]()

نوشته شده توسط حانیه در شنبه هجدهم خرداد 1387
یاد باد آن روزگاران یاد باد
سلام دوستان عزیز خیلی وقته که آپ نکرده بودم ولی
حالا هم که اومدم خبر خوبی واسه گفتن ندارم :
در سرزمین خاطره ها خود خاطره شدی...
کاروانی که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کيست که با ما سفر کند ؟ کيست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کيست که باور کند دنيا ايستگاهی است تنها برای گذشتن ؟ و انها رفتند با کاروانی که به مقصد خدا می رفت...هیچکدام پیاده نشدند...
ساعت ۲۲ شنبه حادثه تاثر برانگیز جان باختن دانشجويان دانشگاه خيام مشهد در سفر راهيان نور رخ داد.
مرتضي شيخي ، محسن نساج مقدم، محسن مهذب رحيمزاده، علي طالعپور، سعيد ابراهيمزاده، عليرضا ياقوتي نقاب، علي ابهرينژاد، سيد يونس نجاتي يده، سيد محمد کشميريفر، حسين رهگذر مرغزار، حسين عبدوسي، ، فريد عرفاني، علي غلامي، سيد ياسر ساماني، امير دوست محمدي، محمد مهرجو، ايمان فيروزي، محمد شريفي، امين کرامي، مهدي پورنادري، اسماعيل تاجيک و علي طاهري (كمك راننده) در این سفر کشته شدند.
خاطره شدند... رفتند ولي هرگز نيامدند...از اناني که دو واحد از درسشان را براي سفر به سرزمين هاي جنگ نگه داشته بودند ...
از جنگ بگويیم شعرى براى -دزفول- انديمشک ـ شلمچه ـ اهواز ـ هويزه ...
نه... اکنون شعري براي ياران دبستانيم خواهم سرود ... با بغضي که راه نفسم را بند کرده ... با دريچه هاي که اشک پرده انها شده ... دلم تنگ است ....
براي آناني كه حماسه را ديدند و معنايي نويي شدند و نو را مفهومي نوتر تا اينك نوروز را در شهادتگاه ياران قديم نو كردن.
کي ما نو ميشويم ... کي به قرار ميآييم در بي قراري شهيدان ...
دلم براي تمام آنانی که خاطره شدند پس از خاطره تنگ می شود...
ياد ياران دبستانی كه در راه سفر به سرزمين خاطرهها، خود خاطره شدند، گرامي باد...
افتاد
آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد -
میافتد
افتاد
آنسان که مرگ
- آن اتفاق سرد -
میافتد
اما
او سبز بود و گرم که
افتاد
پسر خا له ی من هم به جمع شهیدان پیوست ولی .............
چقدر سخت و طاقت فرساست غم هجران را باور کردن و به یادش در دل گریستن اما
به زبان
هیچ نگغتن و جای خالیش را به نظاره نشستن
" تقدیم به پروانه های عاشقی که در آتش عشق الهی سوختند"
آری در آستانه ی سال نو به زیارت آشنایانشان رفته بودند ، همان هایی که در کوچه های پر رفت و آمد گناه دنبال خلوت بی بهانه ای برای شهادت می گشتند .
گرد زیارت بر چهره هایشان با خون در آمیخت تا تندیسی نه از گل که از گل بسازند .
چه می دانیم دعای آخرشان در دوکوهه چه بود و یا وقتی که سر بر آن خاک های آسمانی
گذاشتند ، در نماز عشق از معبود چه طلبیدند که خدایشان این چنین آنان را پذیرا شد که
عروجشان یاد آور وداع پس از بیداری اصحاب کهف را در خاطرمان تداعی نمود.
اصحاب شهدا ، سال نو در کنار هفت سین عاشوریان بر سفره حسین (ع) مبارکتان باد . به آنان
نه ، بلکه به حال خویش اشک فراق می ریزیم که جایشان در دلهایمان بس خالیست .
چند تا عکس از 22 گل پرپر شده :




پسر خاله ی عزیزم ، مرتضی دلم خیلی برات تنگ شده ....... ![]()
برای کسب اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید
نوشته شده توسط حانیه در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
happy valentine day
Happy Valentine Day
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
عشق جامي است كه آنرا سر ميكشيم بي آنكه بدانيم شراب است يا زهر و در هر دوحالت هنگام نوشيدن آن حس خوبي داريم
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
قصه - ولنتاین - از کجا شروع شد؟ دقیقا از گل و ماه و ستاره !
حدودای 1700 سال پیش در روم (اونوقت ها شما هنوز به دنیا نیومده بودین!) حاکمی بنام کلودیوس بوده که فکر میکرده سربازای مجرد از متاهل ها قویتر هستن. واسه همینم ازدواج رو ممنوع میکنه تا سربازاش نتوننن ازدواج کنن و بقول خودش قوی بمونن. هر کسی هم که سرپیچی میکرده کشته میشده. این وسط یک کشیش به نام ولنتاین، برای سربازای رومی خطبه عقد میخونده ! حالا اینکه اون زمانا خطبه هم بوده یا همینجوری الکی پلکی بوده من نمیدونم والا، خلاصه حاکم از این جریان خبردار میشه و دستور میده که ولنتاین روبندازن زندان.
والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشه. اینجاس که میگن خر بیار و باقالی بارکن! خلاصه نامه نگاری و sms بازی و اینا شروع میشه و هر بار که ولنتاین برای دخترک نامه ای مینوشته زیرش مینوشته “از طرف ولنتاین تو”. این که زیر همه کارت های روز ولنتاین می بینید که نوشتن “From your Valentine” از همونجا اومده. خوب کجا بودیم ؟ آهان. بالاخره این جناب ولنتابن چند روز بعدش بخاطر قانون شکنی اعدام میشه و چون جرمش هم رسوندن دختر و پسرای عاشق به همدیگه بوده از اون به عنوان شهید راه عشق یاد میکنند و از اون زمان ولنتاین رو بعنوان نماد یک عاشق تمام عیار مطرح کردن و روزشو روز عشق گذاشتن. همین دیگه ! 
روز ولنتاین چه میکند دخترا و پسرا؟
در بیشتر کشورهای دنیا ، دختر و پسرایی که با هم دوست هستن یک بسته شکلات بهم کادو میدن. همونجور که میدونید شیرینیها باعث ایجاد شادی میشن و شاید علت اینکار هم از قدیما این بوده باشه. اما در ایران معمولا چند شاخه گل، یک عروسک خرس کوچولو ، یه قلب (ازین پفکی ها) و یا چیزی شبیه این هم بچه ها برای همدیگه میخرن. سعی کنید کادویی که میخرید یکمی سلیقه هم توش باشه. همیشه پول خرج کردن راه ابراز عشق نیست. یکمی سلیقه میتونه کادوی شما رو برای کسی که دوستش دارید جذاب تر کنه .
و اما پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به دختر خانم ها):
- پسرها معمولا از عروسک خوششون نمیاد. سعی کن پسرونه فکر کنی.
- اول به تیپش نگاه کن ، بعد براش کادو بخر
- قیمت کادو خیلی مهم نیست. سعی کن یه چیزی برای بخش که بتونه استفاده کنه. البته در حالت عالی یک شاخه گل و یک بسته شکلات کافیه ، اما اگه خواستی کادوی دیگه ای براش بخری گفتم که نگی نگفتی.
- نوشتن یک نامه تو کاغذ بهمراه چند تا گلبرگ گل سرخ خشک شده یا تازه، میتونه خیلی عشقولانه باشه
- اولین آهنگی رو که با هم باهاش خاطره دارین میتونی رو نوار یا CD براش بخری.
- بچه ها حواستون باشه که شکلاتی که میخرید بیش از 70 درصد کاکائو نداشته باشه.(روی شکلات های خارجی نوشته) شکلات هایی که بیش از 70 درصد کاکائو دارن تلخ و گاهی ترش هستن و برای خوردن با مشـــروبه ! نه چایی. بنابراین همیشه گرون تر بودن دلیل بهتر بودن نیست.
و پیشنهادات ما برای خرید کادو (خطاب به آقا پسرها):
- اول از همه اینکه یک شاخه گل فراموش نشه لطفا
- از خرید گلهای گلایل و مانند آن که باعث خنده دوست های دوست-دخترتون میشه جدا خودداری کنید. گل سرخ و رز کفایت میکنه.
- یک بسته شکلات کوچک ، ترجیحا مغزدار ! آخه من خودم ازینا بیشتر دوست دارم
- یک بسته جوراب صورتی ، یا قرمز میتونه سورپرایز خوبی برای کادوتون باشه
- بسته بندی کادویی که هدیه میدین خیلی مهمه. این نشون میده که شما چقدر برای دوست-دخترتون وقت گذاشتین.
- از خرید عرسک های بزرگتر از قد دوست جونتون جدا خود داری کنید. نمی گید چجوری باید اون عروسک رو ببره خونشون ؟ تازه اگه با ماشینتون هم برسونیدش ، ممکنه یوقت بابایی یا مامانی یه سوالی ازش بپرسه که مجبور شه بگه این عروسک رو مریم جون بخاطر تولد پارسالش بهش کادو داد (که اونام عمرا باور کنن)
- این روزها خرید شمع های خوشگل و رنگی خیلی مد شده. یه دونه شمع هم کنارکادوتون باشه.
- کارت تبریک دست ساز ! این نشون میده که چقدر دوستش دارین و خودتون براش یک کارت تبریک درست کردین. چند تا جمله عاشقانه هم لطفا پشتش ضمیمه شود.
- سعی کنید روز ولنتاین یک جای متفاوت با هم قرار بذارید. کافی شاپ دیگه خیلی تکراری شده . پارک جمشیدیه ! یا یه جای جنگلی میتونه جای خوبی برای جشن گرفتن روز عشق باشه.
جک روز ولنتاین :
یه روز یه آقاهه میره تو مغازه و میگه: آقا کارتی دارین که روش نوشته باشه “تو تنها عشق من هستی” ؟
فروشنده هم میگه : بله
آقاهه : لطفا 16 تا ازش بدین !!
من هم روز ولنتاین رو به همه ی شما دوستان تبریک میگم
مخصوصا به عشق خودم ![]()

نوشته شده توسط حانیه در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
سلامی دوباره
منتظرم.منتظر تا اینکه دوباره زنده ام کنی
تا اینکه دوباره قلبم را در دستان گرمت بگیری
وتا اینکه درگاه عشق را به یاد آوری
کنم هرشب دعایی که از دلم بیرون شود مهرت

وقتي به آسمون نگاه مي کني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره رو همه نگاه ميکنن....
خداوند مي فرمايند : هرگاه بنده اي مرا مي خواند آن چنان به سخنان او گوش مي دهم كه انگار بنده و آفريده اي جز او ندارم اما شگفتا بنده ام همه را طوري مي خواند كه انگار همه خداي اويند جزمن
دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستد از هم جدا باشند به خواندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا همديگر را امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف شکسپير بر مي خورند:
" عشقت را رها کن اگر خودش برگشت مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده"
عشق یه بهانه ست...
بهانه ای برای بودن،بودنی دل انگیز با خاطراتی شیرین
تلخی هایش را هم باور کن که بدون انها نمیتوانی حس
کنی که هستی.
ای کاش ها...
قدر دوستی های اکنون را بدان
همه چیز آن طور که می خواهی نیست
پس سعی کناز لحظه لحظه ی عمر و زندگیت استفاده
کنی تا در آینده برایت ای کاش ها و افسوسی نباشد
سعی کن لحظه ها را دریابی تا خاطراتی شیرین برایت
بماند.
فرصت ها را غنیمت شمار تا موفق شوی![]()
نوشته شده توسط حانیه در چهارشنبه دوم آبان 1386
مبارک باشه
سلام دوستان عزیزم
من که از بس خوشحالم نمی دونم چه جوری بنویسم.![]()
۲۱ شهریور اولین فیلم سینمایی مهدی سلوکی گل
روی پرده ی سینما می آید.......
و اما مجموعه ی تلویزیونی قسم هم که تا چند وقته دیگه پخش می شه.....................
سلام دوستان گلم
منم به آقا مهدی و داداش گلشون تبریک میگم
امیدوارم که آقای سلوکی هم خوشبخت باشن![]()
![]()
راستی خیلی بی معرفتین من بعد از دو هفته آپ کردم فقط سه تا نظر دیدم پس
شما ها چی کار می کنین نظر بدین دیگه
نوشته شده توسط حانیه در شنبه دهم شهریور 1386
خداحافظ
ما چند نفر دیشب تموم شد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چقدرم بد تموم شد. چرا روزبه مرد ![]()
حالا باید منتظر بمونیم تا فیلم بعدی آقا مهدیه گل بیاد![]()
من که خیلی دیشب گریه کردم ولی چه فایده مهدی رو که نشون نمی داد![]()
راستی تونظر سنجیه ما چند نفر شرکت کنین
http://http://www.irib.ir/opinion/seryal_machandnafar2.asp
![]()
خدا حافظ ما چند نفر![]()
![]()
/New%20Folder/62hmkd2.jpg)
نوشته شده توسط حانیه در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386
شما؟
سلام
ببخشید اگه دیر به دیر میام سرم شلوغه![]()
![]()
تلاشو خریدین؟واقعا محشر بود![]()
سلام فیروزه جون شما؟ اگه آدرس وبلاگو بنویسی بیشتر با هم آشنا میشیم![]()
راستی داداشیه گلمون آقای سلوکی قراره تو فیلمی به اسمه "آماده باش" بازی کنن![]()
![]()
خب تا پست بعدی بای البته قبلش عکس:![]()
/New%20Folder/sh27.jpg)
نوشته شده توسط حانیه در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
@ نامه @
دیگر همه ترا با تعصبِ ، بازی زیبایت ، مهربانی
، صدای ناز و سرخی غیر قابل وصف می شناسند. دیگر
خیلی ها عکس تو را در اتاقشان خود نمایی می کنند و
سعی می کنند عین تو خوب بازی کنند تا یک روز به قله ی
سرخ برسند اما یک چیز مهم این را یواشکی برایت می
نویسم نکند شهرت نگاه های منتظر یک عاشق و آرزو های
سرخ اورا لگد بکند . می دانم که این چنین نیست تو
بزرگواری و مهربان اما مراقب باش تقاضای هوادارانت را بی
پاسخ نگذاری و دستت موقع امضا کردن نلرزد که اگر صاحب
طلایی ترین ساق دنیا هم باشی تواضع به شهرت می ارزد.
اگر خیلی چیزها هم وسوسه ات کرد سعی کن این دو
کلمه را از تو نگیرند: بازیگر محبوب
نوشته شده توسط حانیه در سه شنبه نوزدهم تیر 1386
مرگ و زندگی
زندگي به مرگ گفت : چرا آمدن تو رفتن من است ؟ چرا خنده ي تو گريه ي من است ؟ مرگ حرفي نزد!!! زندگي دوباره گفت : من با آمدنم خنده مي آورم و تو گريه من با بودنم زندگي مي بخشم و تو نيستي مرگ ساکت بود زندگي گفت : رابطه ي من و تو چه احمقانه است !!! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟ غصه کجا ، سور کجا ؟ اما مرگ تنها گوش مي داد زندگي فرياد زد : ديوانه ، لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟؟؟ و مرگ آرام گفت : تا بفهمي که تو و ديوانگي و عشق و حسرت چه بيهوده ايد...
نوشته شده توسط حانیه در شنبه شانزدهم تیر 1386
دوستت دارم
بدون که هر جا پا بذاری همون جا قبله گاه منه...و من یه عمره که دوست دارم .
نمی خوام بگم تنها کسی که دوست داره منم و فقط مال منی ....ولی بدون که یه تار موی تو
از تموم دنیا با همه ی آدماش ارزشش برام بیشتره...اگه می خوای بدونی که حد دوست
داشتن من چه قدره...تا ذات مقدس خدا بالا برو!!!!!!!
تقدیم به مهدی عزیز![]()
اگر می دانستی که چه قدر دوستت دارم
سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کرد
اگر می دانستی که چه قدر دوستت دارم
چشمهایم را میشستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چه قدر دوستت دارم
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی تا من بر سکوت نگاه تو
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چه قدر دوستت دارم
هرگز قلب مرا نمی شکستی
گرچه خانه شیطان شایسته ویرانی است
اگر می دانستی که چه قدر دوستت دارم
لحظه ای مرا نمی ازردی
که این غریبه تنها .جز نگاه معصومت پنجره ای
و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چه قدر دوستت دارم دوستم می داشتی
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد
کاش می دانستی که چه قدر دوستت دارم
و مرا از این عذاب رها می کردی
ای کاش تمام اینها را می دانستی
![]()
نوشته شده توسط حانیه در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386
فقط
یه عکس ماه
جان سالم به در برد
![]()
داداشی گلمون آقای سلوکی که برای چند روز استراحت به دبی رفته بود بخاطر بی احتیاطی کردن در رانندگی تصادف کردن. اما جون سالم به سر بردن وفقط از ناحیه بینی آسیب دیدن
ازشون خواهش می کنم که مواظب خودشون باشن![]()
![]()
![]()
یه خبر خیلی بد:
مهدی سلوکی از بازی در محیا انصراف داد.![]()
![]()
نوشته شده توسط حانیه در یکشنبه بیستم خرداد 1386
کوتاه........
فردا؟
امید.
امید؟
زندگی.
زندگی؟
عشق.
عشق؟
رسیدن.
حسادت؟
ندارم.
دلتنگی؟
مادر.
لحظه؟
غنیمت.
خواب؟
ارامش کوتاه مدت.
عدد؟
۷
خانواده؟
تمام زندگی.
بهترین فصل؟
بهار.
بهترین روز هفته؟
چهارشنبه.
جمعه؟
برای ما تعطیل نیست.
نگرانی؟
ندارم.
تفریح؟
کار.
نرگس؟
پله.
ارزو؟
پدر و مادر .
عقده؟
ندارم.
بهترین حیوان؟
عقاب.
نوشته شده توسط حانیه در جمعه هجدهم خرداد 1386
تنها.......
من اينك باز مي گويم
كلامم را
و شعرم را
برايت راز مي گويم
تو اي نيلوفر زيبا
تو اي تنها و بي همتا
چنان در سحر زيباي كلامت
مانده ام مفتون
چنان با حرف حرف شعر تو
جدا گشتم از اين گردون
كه ديگر هيچ حرفي جز كلام
دوستت دارم
نمي دانم
نمي خواهم
نمي خواهم دگر اين گيتي پست دغل پرور
كه ديگر من تو را دارم
به استقبال تو اين بي زبون آمد
برايت هديه ايي دارد
اگر چه كوچك و كم قدر
كه شايد در نظر آيد
و آن جاني ست ناقابل
كه در پيش تو قربان است
يكي شكرانه كوچك
براي عهد و پيمان است
تقدیم به تنها عشقم مهدی...![]()
![]()
نوشته شده توسط حانیه در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386
تولد......تولد.....تولدت مبارک
تولدت مبارک ![]()
![]()
تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
پلی ساخته ام از گل های رز و مریم پلی به بلندی آسمان پس از پلم عبور کن و ستاره ای را که در راه برایت هدیه گذاشتم را بچین مهدی عزیزم بیست و پنجمین بهار زندگی ات را عاشقانه تبریک می گویم. ![]()
![]()
![]()
روزی که تو به دنیا اومدی همه جا داشت بارون می اومد ولی اون روز هوا ابری نبود بلکه فرشته ها بودند که داشتند گریه می کردند چون یکی از بهتریناشونو از دست داده بودن.![]()
![]()
14 خرداد روز تولد بهترین مخلوق خدا یعنی مهدی سلوکی رو به تک ستاره ی قلبم وهمه ی شما هنر دوستان تبریک میگم.![]()

نوشته شده توسط حانیه در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386
نظرات
سلام ترنم جون وبلاگ واقعا خوبی ساختی.![]()
سلام آفتاب خانوم واقعا باهات موافقم هر کس یه نظری داره وبلاگ قشنگی ساختی. ![]()
![]()
نوشته شده توسط حانیه در جمعه یازدهم خرداد 1386
خاطره
قلبم پاره شد وتموم خاطره هام بیرون ریخت. یه نگاهی به دور وبرم انداختم همه جا از تو پرشده بود.
از من پرسید من رو دوست داری یا زندگی تو ؟ وقتی در جواب گفتم زندگیمو قهر کرد ......... و رفت آخه اون نمی دونست که تموم زندگیمه.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط حانیه در پنجشنبه دهم خرداد 1386
عکس خوشگل
------------------------------------------------------------------------------------------
برای دیدن عکس روی آن کلیک کنید.![]()
نوشته شده توسط حانیه در پنجشنبه دهم خرداد 1386
بیوگرافی
حالا بیوگرافی مهدی سلوکی رو براتون می ذارم:
مهدي سلوکي متولد۱۴/۳/۱۳۶۱و فرزند دوم يک خانواده ي ۴ نفره است.
يک برادر بزرگتر از خودش به نام محمد داردکه او هم در عرصه ي هنر فعاليت ميکند.
پدرش تهراني است و ليسانس الکترونيک داردو سرهنگ نيروي هوايي است و
مهدي از نظر قيافه به پدرش شبيه است.
مادرش ديپلمه و خانه دار است و اصليت اراکي دارد.
مهدي به دليل شغل پدرش در جلفاي اصفهان به دنيا امد.
اسم "مهدي" را پدربزرگش به دليل علاقه اي که به امام زمان (عج) داشت روي او گذاشت.
دوران ابتدايي را در مدرسه اي در نارمک و راهنمايي را در مدرسه ي شهيد فهميده و
دبيرستان را در مدرسه ي مالك اشتر گذراند در ( رشته ي گرافيک) .
ورزشهاي تکواندو . پينگ پنگ. فوتبال (دروازه بان). اسکي.شنا. بدنسازي و ....
تجربه کسب کرده است و هم اکنون در تيم فرياد هنرمندان فعاليت دارد.
از سال 76 وارد عرصه ي بازيگري شد و در کليپ گنجشک و ماه بازي کرد .
بعد از اون دربرنامه هاي نيم رخ . اسم رمز. اقاي رئيس جمهور . طعم جواني .
اميد هاي ايران. با بچه هاي ايران . پلک . پاتک و .....در نقش مجري يا مجري بازيگر و
در سريالهاي چراغهاي خاموش .روشنايي دشت.درخت سيب . بوي غريب پاييز.
تب سرد .باجناقها .غريبانه و در فيلم گلهاي شب بو بازي کرد.
او غير از بازيگري در زمينه ي نقاشي به سبک رئال و سورئال نيز مهارت دارد و
تا کنون چند بار با دوستان نمايشگاه نقاشي بر پا کرده اند .
شغلهاي ديگري را غير از بازيگري به طور جدي دنبال نکرده ولي مدتي
با برادرش دفتر مونتاژ فيلم داشتند مدتي هم کارهاي تبليغاتي در زمينه ي
حضور چهره هاي مشهور در مجالس و مراسم شرکت هاي بزرگ انجام ميدادند .
او در نواختن گيتار مهارت دارد و در کلاسهاي اواز نيز شرکت کرده است .
در تابستان 84 دوران سربازي را تمام کرد .
بدقولي از خصوصيات منفي و مهرباني و خوش اخلاقي از خصوصيات مثبت اوست .
اولين قرارداري که بست ماهيانه 100هزار تومان بود.
بعد از پخش چراغهاي خاموش شايعه اي مبني بر فوت مهدي سر زبانها افتاد که
باعث محبوبيت بيشتر او نزد مردم شد.
-----------------------------------------------------------------------------------
و اما بشنويد ماجراي بازيگر شدنش را:
در هنرستان دوستي داشت كه يك سال از او بزرگتر بود روزي در كلاس
مشغول شيطنت بود كه دوستش بهش گفت دوست داري بازيگر بشي؟
مهدي هم خيلي راحت بهش گفت نه اما دوستش اصرار كرد و
ادرسي به او داد تا براي دادن تست به انجا بره اما مهدي نرفت.
چند روز بعد همان كارگرداني كه قرار بود مهدي بره به دفترش اومد
مدرسه شون اما مهدي اون روز مدرسه نبود خلاصه بعد از رفت و امد زياد
بالاخره وقتي مهدي رو ديد با صداي بلند گفت من فقط همين پسر رو ميخوام .
قبل از مهدي 300 نفر تست داده بودند و از بين اونها 15 نفر كانديد شده بودند ولي وقتي
اون كارگردان مهدي رو ديد با يك نگاه فهميد كه مهدي ميتونه از عهده ي اون نقش بر بياد.
البته ناگفته نمونه كه اولياي مدرسه هم به خاطر شيطنت ها و نقش بازي كردن هاي
مهدي قبلا مهدي رو به اون كارگردان معرفي كرده بودند .
كاظم بلوچي هم با ديدن عكس مهدي اون رو براي بازي تو نقش بهزاد انتخاب كرد .![]()
نوشته شده توسط حانیه در پنجشنبه دهم خرداد 1386
سلام
سلام دوستان عزیزم خیلی خوشحالم از این که تونستم وبلاگی مخصوص مهدی سلوکی عزیزم بسازم.
نوشته شده توسط حانیه در چهارشنبه نهم خرداد 1386
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by hanieh-mehdi.blogfa.com
